خرید بک لینک

هنوز هستم و فکر می کنم فقط به هدف خیره می شویم

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 9:15

اینجا چراغش هنوز روشنه

گه گاهی بهش سر میزنم و می نویسم 

**************************************

گام بلندی قراره برداریم و امیداوارم روزی که برمیگردم و این مطلب رو می خونم پیروز شده باشیم 

امروز مورخ 1396/11/04 

ظهر ساعت

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 12:11 توسط  | 

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: پنجشنبه 5 خرداد 1401 ساعت: 23:34

امان الله شبانکاره
عنوان

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 10:31

امان الله شبانکاره
رزومه امان الله شبانکاره

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: پنجشنبه 23 آبان 1398 ساعت: 10:31

  امان الله شبانکاره

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 7:00

  امان الله شبانکاره

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 7:00

امان الله شبانکاره

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 7:00

  وبلاگ دکتر کلمه   وبلاگ امان کلمه   وبلاگ الله کلمه   وبلاگ شبانکاره کلمه

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:13

دکتر رضا رستم پور

برای پیروز شدن باید متفاوت فکر کرد

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 17:13

اینجا چراغش هنوز روشنهگه گاهی بهش سر میزنم و می نویسم **************************************گام بلندی قراره برداریم و امیداوارم روزی که برمیگردم و این مطلب رو می خونم پیروز شده باشیم امروز مورخ 1396/11/04 ظهر ساعتبرچسبها: امان الله شبانکاره+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۶ساعت 12:11&nbsp توسط   |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:11

بچه بودم روضه داشتیم.خوابیده بودم, بیدار شدم, دیدم گشنمه, رفتم آشپزخونه دیدم پام رفته تو سینی حلوا .... کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری بود ... دیدم گند زدم... یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم... دیدم صدای جیغ میاد ... گفتم ای داد بیداد ، آقا گندش در اومد ... رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون و چند نفر هم غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی ... اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن, همه محله صف کشیدن تا یه ذره واسه تبرک ببرن ... شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت تا شفا بگیری..... جای پای حضرت است! "صادق هدایت" + نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۵ساعت 11:8&nbsp توسط | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 14:42

زندگی چیز عجیبی است .

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 13:26

و این گونه شد که ما رفتیم دکترا

**هم اتاقی کسی بود که جواب تبریک سال نو رو نگفت !!کسی بود که این همه من.....**

برچسب: دکترا,دکترای پیوسته بیوتکنولوژی,دکترانوشه,دکترا بدون کنکور,دکترای پژوهش هنر,دکترای سلامت امواج,دکتر از,دکترای پرستاری,دکترا در کانادا,دکترای تخصصی, نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:42

بچه بودم روضه داشتیم.خوابیده بودم, بیدار شدم, دیدم گشنمه, رفتم آشپزخونه دیدم پام رفته تو سینی حلوا .... کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری بود ... دیدم گند زدم... یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم... دیدم صدای جیغ میاد ... گفتم ای داد بیداد ، آقا گندش در اومد ... رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون و چند نفر هم غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی ... اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن, همه محله صف کشیدن تا یه ذره واسه تبرک ببرن ... شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت تا شفا بگیری..... جای پای حضرت است! "صادق هدایت"ادامه مطلب

برچسب: حلوا,حلوای هویج,حلوا ارده,حلوا شکری,حلوان,حلوای شیر,حلوات صغيرات كاذبات,حلوات,حلواني العبد,حلواني, نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:42

حدودا ۶ ماهی که میشه میرم باشگاه و بقول دوستام ورزیده شدم .ورزش چیز خوبیه .حس خوب و دلچسبیه .

دیگه نوشتنم نمیاد .فقط می دونم که میخام رو داستان ناتمام کار کنم و تمامش کنم

برچسب: نویسنده: مبین میرزاده تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 13:42

صفحه بندی